محمد بن على ظهيرى سمرقندى

71

سندباد نامه ( فارسى )

هرچه تقرير كند و بگويد ، آن را وسوسهء خيال و هندسهء محال انگارد . پس بفرمود تا آنجا كه طوطى بود ، چراغى در زير طشتى نهادند و حرّاقه‌اى چند از ديوارها درآويختند « 1 » و بر بالاى طارم ، دست‌آسى به حركات مختلف مىگردانيد و بادبيزن « 2 » و پرويزنى بياورد و آب بر بادبيزن مىفشاند از پرويزن بر مثال باد و باران « 3 » و هر ساعت چراغدان از زير طشت بيرون گرفتى « 4 » و در محاذات سطوح اجرام ، حرّاقه‌ها بداشتى تا شعاع چراغ از صفحات حرّاقه‌ها منعكس مىشد بر مثال برق و درخش و از اصطكاك اجرام ثقيل دست‌آس در فضاى خانه صورت رعد ظاهر مىگشت . حاصل الامر همه شب « 5 » از انعكاس شعاع برق و از اصطكاك « 6 » دست‌آس رعد « 7 » و از حركات « 8 » بادبيزن و پرويزن ، باد و باران درپيوست . چون طوطى مشغلهء رعد و مشعلهء برق و حركت « 9 » باد و زحمت باران بديد ، گفت : امشب طوفان باد ، عالم را از بنياد برمىكند يا سيلاب باران « 10 » ، جهان « 11 » را خراب مىكند . متحيّر و متغيّر بماند . هرگاه چشم بازكردى ، برق و رعد و باران و باد ديدى ، سر در ميان پر كشيدى . روز ديگر چون نسيم سحر بوزيد و گلزار صباح در افق مشرق بدميد ، كدخداى به خانه بازآمد ، پيش قفس طوطى رفت و گفت : شعر هات ما فيه شفائى * و انف بالقهوة دائى 1 بگو « 12 » تا حريفان دوشين با ياران « 13 » پرندوشين همچنان باده‌هاى نوشين خورده‌اند ؟ و از آن معانى حركتى كرده ؟ طوطى گفت : دوش از زحمت باد و ابر « 14 » و مشغلهء « 15 » برق و رعد ، بصر را امكان نظر و بصيرت را سامان فكرت نبود . به اخلاص و امحاص امعان نظر « 16 » نپرداختم . از آن لحظه كه تو قدم از خانه بيرون نهادى ، طوفان نوح و صاعقهء هود و

--> ( 1 ) . آتش : درآويخت ( 2 ) . آتش : بادبيزنى ( تاشكند مطابق متن ) ( 3 ) . آتش : از بادبيزن و پرويزن بر مثال باد و باران مىآمد ( تاشكند مطابق متن ) ( 4 ) . آتش : گرفتندى ( 5 ) . آتش : همه شب حاصل الامر آن بود كه ( 6 ) . آتش : احتكاك ( 7 ) . ازمير : ثقيل دست‌آس و رعد ( 8 ) . آتش : حركت ( 9 ) . ازمير : حركات ( 10 ) . ازمير : « باران » ندارد ( 11 ) . ازمير : اين جهان ( 12 ) . آتش : بگوى ( 13 ) . ازمير : يار ( 14 ) . ازمير : « ابر » ندارد ( 15 ) . ازمير : مشعله ( 16 ) . ازمير : به اخلاص افحاص و امعان نظر